دلم برات تنگه عزیز[r]
نوشتن درد دل :عکس:شعر
اگه فرااموشم کنی میرم سراغ سرنوشت / میگم چرا اسم منو فقط تو قلب تو نوشت اگه فراموشم کنی سلطان قصر غم میشم / مثل یه شمع بی فروغ لحظه به لحظه کم میشم سلام.... امشب خیلی دلم گرفته ازاین همه تنهای خسته شدم دلم خیلی برارضاتنگ شده اصلا نمیتونم دوریشوتحمل کنم تورا خدا برامون دعاکنیدزودبهم برسیم... ای که تو با چشمهای نازت ، دیوانه کردی قلبم را ، سلام دوستای گلم امروز چه روز خوبی بود بعد مدت ها رفتم که رضاروببینم اومد ترمینال دنبالم . خیلی خوشحل بودم باهم رفتیم پارک نهارخوردیم سوار قایق شدیم بعدشم اومدیم روسبزها نشستیم کلی با هم حرف زدیم.تابعدظهرباهم بودیم چه روز خوبی بود.....ت:۱۱/۵ بهانه می گیرم آری...بهانه از همان بهانه ها که ادامه اش "آغوش توست" تو همان شقایق معروف سهرابی!!! تا تو هستی زندگی باید کرد... بي تو اينجا نا تمام افتاده ام پخته اي بودم که خام افتاده ام گفته بودي تا که عاقلتر شوم آه ، مي خواهي مگر کافر شوم من سري دارم که مي خواهد کمند حالتي دارم که محتاجم به بند کاشکي در گردنم زنجير بود کاشکي دست تو دامنگيربود من جهان را زير وبالا کرده ام عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام سلام عزیزم :امیدوارم هر جای هستی خوب خوش سلامت باشی. عزیز خیییییییلی دلم برات تنگ شده لحضه شماری میکنم کی باشه دوهفته دیگه بیاد این وبلاگو برای لحظه های تنهایم که برا توبنویسم درست کردم امیدوارم هروقت دیدی خوشحال بشی هرچند ناقابل تقدیم به عزیزم دوست دارم خیلی
"گریه کنی میکشمت"
سلام .............خدایاخیلی تنهام چکارکنم تواین روزاتواین خونه تواین اتاق غم هاداره میکشدم .خدایاتنهایی خیلی بد:هیچ کس درکم نمیکنه چیکار کنم..به رضام نمی تونم چیزی بگم اون چه گناهی داره که بایدبای من بسوزه ازروزگارخسته شدم کاش بمیرم کاش همه ی بد بختی ها تموم بشه بازم خداروشکرکه رضارودارم ..توروخدابرام دعا کنین خیلی محتاجم .
بی توهیچم...
نگاهی هم به قلب من بینداز
ای که تو با ناز نگاهت ، دیوانه کردی چشمانم را ،
حس کن هوای نفسهایم را ...
ای که تو با دستان گرمت ، به آتش کشیدی دستان سردم را ،
مرا در میان خودت بگیر ، مرا بسپار به آغوشت ، رهایم کن در آغوشت،
از همه چیز خلاصم کن، بگذار لحظه ای رویایی شوم...
ای که تو دیوانه کرده ای دل عاشقم را ،
در این حال جنونم ، تویی تمام جانم ، قبله راز و نیازم ،
ای که تو با چشمهای نازت ،
مرا از آن حال به این هوای عاشقی برده ای
ای که بدون تو هیچم ، لحظه ای نباشی پوچم،
خالی از عشق و محبت ، خالی از وفا و عادت...
ای که بدون تو حتی برای خودم هم نمیتوانم زندگی کنم ،
منی که مدتهاست برای تو زندگی میکنم
ای که بدون تو نفس در سینه نیست ،
منی که مدتها به عشق تو نفس میکشم ....
ای که بدون تو زندگی برایم بی معناست ،
منی که از تو یاد گرفته ام رسم زندگی را....
دست خودم نیست حالم ، بدون تو بازی زندگی را میبازم ،
ای که تو هستی پلی عبور از دره ی بی وفایی ها...
رهایم نکن، مثل همیشه که مرا درک میکردی ،
احساسم کن ، مثل همیشه که دوستم داشتی ، عاشقم کن ،
مثل همیشه که بودی ، مرا تا پایان راه همراهی کن، که تنها نباشم ،
جدا از تو و با غمها نباشم ، خودم باشم و خودت ،
بوسه میزنم بر روی گونه هایت ،
خیالم راحت است ، قلبم با تو دیگر تنها نمیماند....
ادامـ ــه حرفایِ ما

















.jpg)













